
این که می گی که پاییز
تورو یادم میاره
این که می گی از چشمات
بارون غم ميباره
تو تنهايي شبها
عکسات دوای دردا
اگه پیشم نباشی
امیدی نیست به فردا
تو هر فصلی که باشیم
آسمون آبی رنگه
اگه ی وقت بباره
غم میشینه رو خنده
منو ولیعصر شلوغ
برگای زرد بی فروغ
صورتکای خط خطی
حاکی از این شهر دروغ
منمو تنهایی و غم
خیابونا و بوی نم
کاشکی میموندی تو فقط
کنار عاشقت یکم
تو انقدر خسته ای از راه
که از عشق منم سیری
نمیتونی که برگردی
با ی فانوس کجا میری
منو ولیعصر شلوغ
برگای زرد بی فروغ
صورتکای خط خطی
حاکی از این شهر دروغ
منو ولیعصر شلوغ
برگای زرد بی فروغ
صورتکای خط خطی
حاکی از این شهر دروغ