
کجایی آرزوی محال
همونجا که باهم میشموردیم ستاره هارو؟
کجایی آرزوی محال
رفتیو پر خون کردی چشای مارو
کاش میشد به ابر بگی نبار نباره
یا همه چی یا هیچی دلم کمال گرائه
میدم قلبم خِش خِش صدا
دل ما همیشه خزونه و بهار نداره
از خودم بیشتر حفظمتا
تو به من زدی خدا به تو قسمته ها
میگن دلته برگردی
گیرم برمگشتی چیه نسبته ما
جون من رفت خدا کنه نره جونِ تو
تقصیر خودته که دورته هَله هوله پُر
این خط اینم نشون
با خودت برمیگردونی چمدونتو
دل نمیدم به دلت میخواد هرچی بشه
گوش نمیدم دیگه من ازت هرکی بگه
این دفعه دیگه منم اونی که دست میکشه
میخواد هرچی بشه
نشد تو هم دل بدی من
یادت میاد بهم میگفتی زندگیتم
تو فقط قلب میشکنی
باید بگم در دل تورو گل بگیرن
من حتی میدونم تو کجا میری با کی میای
چی میپوشی چی میخوری داری میگی با کی چیا
نمک نداشت دستم خب
ولی آهنگامو قبل خواب مصرف کن
فک میکنه مغزم هرشب بهت
دور شده قلبم از دسترست
فکر نمیکردم اصلا یک روز
هرچی باهات ساختم از دست بره
یک روز بودی هم خونمون
یه کار کردی که رو لبام خنده نموند
خودمو نمیفهمم
هنوز بعضی شبا میام دم پنجرتون