
صدا کنی مرا گر با عشق
نگویمت تورا غیر از جان
من عاشقم تو را پنهانی
امان از این دل نافرمان
برای درد من درمانی
به قصر قلب من سلطانی
چه گویمت تورا از حالم
که بهتر از خودم میدانی
عاشقم به عشقمون قسم عاشقم
در این خزان دنیای غم
گل شقایقم باش
عاشقم قسم به جان بی جان من
شروع خط پایان من
تو ارغوان من باش
به غیر گرمی آغوشت
کجای این جهان بگریزم
بمان که در برت ای جانم
ز دیده اشک شادی ریزم
چگونه این چنین زیبایی
چگونه این چنین دلخواهی
من هر کجا که بی تو رفتم
به تو رسیدم از هر راهی