
هر جا که میرم
دیوار میبینم
خونه رو بی تو
آوار میبینم
بختمه ماته
ماته اون چشمای سیاته
فکر من همیشه باهاته
رویام رویاته
رد شدی از من و حسم
سخته باورش واسم
من دلم میگیره هر شب
من شاید خیلی حساسم
گفتی خسته شدی میری
این جوابه دل من نیست
باورم نمیشه بی رحم
گفتی این مشکل من نیست
واسه ی خندت
واسه آیندت
واسه آرامش
قلب یه دندت
رفتم و دور شدم
مجبور شدم
توی تنهاییام
با خودم جور شدم